|

سلام من مریم هستم...میگن 21ساله و دانشجوی رشته ی حقوقم....اما خودم بیشتر دوست دارم به جای اینا یه انسان باشم....یه انسان واقعی!
اومدم که حرف دلمو بگم...حالا هر چی که می خواد باشه...شعر...طنز...دلنوشته ها ...خاطره....هرچی که دلم بخواد....
id:maryamkhanom21@yahoo.com
.jpg)
مرگ بر من باد
جهانی این چنین سیاه پیش روی خود دارم و هیچ غلطی نمی کنم
با کوله باری سنگین و پر از تهی از دنیای شما میروم...
مقصدم چاه ویل!
جهنم را به من بفروشید...
سیاهی ها و نیرنگ ها
دروغ ها و بدی ها
فریب ها و همه ی راه های رسیدن به جهنم را
من بدی ها را به قیمت خوبی ها از شما خریدارم
نصف ،نصف
بهشت و نور ارزانی شما
جهنم و تاریکی مال من
من در نیمه ی راه هستم و منتظر...
مقصدم چاه ویل...!
شما نگران نباشید...!
حرف اضافه
1)من رفتم...دانشگاهو می گم بابا ...چرا چشماتون گرد شد...پدر غربت بسوزه...
2)امثال من تازه اول راه کسب علم هستیم...(اوه اوه...چه دانشمندانه گفتم)
3)بابا گریه نکنید زشته...پشت سر مسافر که گریه نمی کنن...اشکاتونو پاک کنید...
4)من نمی خوام برررررررررررررررررررررررررررررم(ااااااااااااااااایش چه لوس شدم)
تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
دیدم که هنوز عاشقم آه...!
حرف اضافه
1_:این شعر به نظرم قشنگ اومد...فقط همین...!
2_:پس این عشق کووووووووووووووو؟
3_:اگه عشقو دیدین بگین مریم سلام رسونده!!!!!

بروید ای حریفان بکشید یار مارا
به من آورید آخر صنم گریز پارا
به ترانه های شیرین به بهانه های زرینبکشید سوی خانه مه خوب خوش لقا را
وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیاید
همه وعده مکر باشد بفریبد او شما را
دم سخت گرم دارد که به جادوی افسون
بزند گره به آب و ببندد او هوا را
به مبارکی وشادی چو نگار من درآید
بنشین نظاره می کن تو عجایب خدا را
چون جمال او بتابد چه بود جمال خوبان
که رخ چو آفتابش بکشد چراغهارا
برو ای دل سبکرو به یمن به دلبر من
برسان سلام خدمت تو عقیق بی بهارا
حقوق آسمان نارنجي محفوظ است مگر با ذكر نام (آسمان نارنجي )و نويسنده |