|

سلام من مریم هستم...میگن 21ساله و دانشجوی رشته ی حقوقم....اما خودم بیشتر دوست دارم به جای اینا یه انسان باشم....یه انسان واقعی!
اومدم که حرف دلمو بگم...حالا هر چی که می خواد باشه...شعر...طنز...دلنوشته ها ...خاطره....هرچی که دلم بخواد....
id:maryamkhanom21@yahoo.com
مردی آهنگر که عمیقا به خدا عشق می ورزید...به بیماری سخت و رنج های بسیاری دچار بود.
روزی یکی از آشنایان که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید:«چگونه می توانی به خدا ایمان داشته باشی در حالی که رنج و بیماری نصیبت میکند!!!»
مرد آهنگر به نرمی پاسخ داد:«زمانی که میخواهم ابزاری بسازم...یک تکه آهن را در کوره قرار میدهم.سپس آن را روی سندان میگذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم در بیاید.اگر به صورت دلخواهم در آمد...میفهمم که میتوانم وسیله ای مفید از آن بسازم...وگرنه آن را درون انبار آهن های قراضه پرتاب میکنم.این نشانه موجب شده است که پیوسته به درگاه خداوند دعا کنم:«خدایا مرا در کوره ی رنج ها قرار بده...اما مرا درون توده ی قراضه ها نیفکن.»
**********************************************
زندگي كردن تنها دو راه دارد:يكي اينكه تصور كنيد هيچ چيز معجزه نيست؛و ديگر آنكه تصور كنيد همه چيز معجزه است.
اگر شما باور كنيد كه زندگي ارزش زيستن دارد باور شما در تحقق اين حقيقت ياريتان ميكند.
**********************************************
سلام...........
نمي دونم چي بگم!!!
خيلي خسته ام و گله دارم؛از آدماي اطرافم؛از وضع كشورم!!!
ناراضي ام خدا... به عنوان یک جوان ناراضی ام!
و تنها تويي كه حق را از باطل تميز ميداني.
خدايا مسلماني چيز ديگريست...و تو شاهد اين نا مسلمانی ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
يا علي
حقوق آسمان نارنجي محفوظ است مگر با ذكر نام (آسمان نارنجي )و نويسنده |